ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

227

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى « 1 » به وزر و و بال كسى ديگرى مأخوذ و گرفتار نمىشود ، چه از اين ظلمى اظلم و قبحى نباشد ، و اگر عياذ باللّه مبرقع شارب الخمر مىبود ، البتّه اين وصف سرايت در اولاد و احفادش نمىكرد . خامس : صحابهء گرام حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله قبل اسلام متّصف به كفر به اتّفاق كافّهء امم بودند ، پس بنابراين قول به سبب كفر سابق بر آنها بعد اسلام هم اطلاق كافر جايز باشد ، باوجود آن‌كه توبهء كفر اسلام است ، و در آنها ثابت مىباشد . و عجب بل اعجب از باغى غبى اين است كه به تعصّب و عناد ، يا به جهل و نا فهمى او ، لازم مىآيد كه به خصومت با سادات به صحابهء عظام سيد رسل كفره اطلاق شود ، بل آنها عياذا باللّه كفّار محض باشند . سادس : اكثر امّهات ائمّهء اطهار عليهم السّلام متّصف به كفر بودند ، و قبل العقد به امام مسلمان شدند ، پس به جهت صدق ايمان واقعى خود محل و مصدر انوار خاصّهء إلهى سادات زنان دنيا و آخرت گرديدند ؛ زيرا كه حجج تعالى از آنها متولّد شدند ، پس بنابر دعواء باطل بطّال عياذا باللّه قدح در خود ائمّه عليهم السّلام باشد ، و به مادران ائمّهء اطهار عليهم السّلام كه محل و ظرف انوار إلهى بودند يا بنات الكفره داى كافرات عياذا باللّه جائز باشد ؛ زيرا كه اين شخص مع افترائه على المبرقع و قبيله و تبعهء او مع اغوائه‌اى پسران شراب‌خوار مىگويند . سابع : اگر مبرقع صحيح الولاده و الأعمال و الأفعال و الاعتقاد نمىبود ، خود امام زمان على النقى عليه السّلام كه لنگر زمين و آسمان بود به استقبال او تا به پل وصيف نمىرفت ، و معانقه و مصافحه و اداء حقّ اخوّت و بوسه بر خدّين و بر لب شارب الخمر نمىنمود ، و او را بر اسرار باطنى خبر نمىكرد ، و امام على النقى و

--> ( 1 ) سورهء انعام : 164 و غيره .